بشنجه بكسرتين و سكون نون و فتح جيم تازى،دست افزار جولاهان،كه بدان آهار برتان بكشند،و بعضى آن آهار را گفتهاند،نظامى گويد: بيت بشنجه روى و ازرق چشم و اشقر سزاوار خم گل نى خم زر و قريع الدهر گويد: بيت تار و پود مراد من نشود بافته بى بشنجۀ لطفت 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص316) 
به كسر اول بر وزن شكنجه افزارى باشد كه جولاهگان بدان آهار برتانه مالند و آن دسته گياهى بود كه مانند جاروب بر هم بسته باشند و بعضى گويند آهارى باشد كه برتانه مالند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص151) 
بكسر تين و سكون نون و فتح جيم تازى دستافزار جولاهان كه بدان آهار بر تار كشند و بعضى آن آهار را كويند نظامى كفته شعر بشنجه روى و ازرق چشم و اشقر سر او را خم كل نى خم زر قريع الدهر كفته شعر تاروپود مراد من نشود تافته بىبشنجۀ لطفت 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص179) 
[اسم][فارسی]افزارى كه جولاهگان بدان آهار برتانه مالند و آن دستۀ گياهى است مانند جاروب برهم بسته.و آهارى كه بر تانه مالند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص608) 
(اسم) پشنجه. افزارى كه جولاهان با آن آهار بر تانه مالند و آن دستۀ گياهى است كه مانند جاروب برهم بسته باشند. ¦¦آهارى كه بر تانه مالند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص441) 
مالۀ آهار 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص183) 